مدیریت دانش به چه معناست؟
کمی بیش از ده سال از عمر ابداع مفهوم کلی مدیریت دانش میگذرد و در این مدت ، تعاریف گوناگونی در این خصوص ارائه گردیده که هر یک ابعادی از این موضوع را نمایش میدهند. در این گام به بیان مهمترین این تعاریف میپردازیم:
لازم است تا به مدیریت دانش به عنوان یک طرح مدیریتی یکپارچه نگریسته شود که بر هدفهای استراتژی تمرکز دارد ، بر محورهای کسب و کار حرکت مینماید و از تکنولوژی اطلاعات یاری میگیرد .
در مدیریت دانش میباید کلنگری مدنظر قرار گیرد؛ بدین معنا که نظریهپردازی صرف، بدون در نظر گرفتن نحوه کاربرد آن در عمل؛ یا به عکس، تنها توجه به عمل و تمرکز بر یک مساله خاص، هر دو کلنگری در خصوص مدیریت دانش را تضعیف مینمایند.
با ارائه تعریف جامع ذیل که متمرکز بر انسان، ساختار و فناوری بوده و کاربردی نیز میباشد، این گام را به پایان میبریم:
مدیریت دانش، فرایند کشف، کسب ، توسعه و ایجاد، نگهداری، ارزیابی و بکارگیری دانش مناسب در زمان مناسب توسط فرد مناسب در سازمان است که از طریق ایجاد پیوند میان منابع انسانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد ساختاری مناسب برای دستیابی به اهداف سازمانی صورت پذیرد.
در گام آتی از دلایل اهمیت مدیریت دانش خواهیم گفت ...
دلایل اهمیت مدیریت دانش کدامند؟
برخورد هوشمندانه با منابع دانش ، عاملی موثر و مهم در موفقیت سازمانها به شمار میرود . در این گام بصورت خلاصه عواملی را که بر اهمیت مدیریت دانش دلالت مینمایند را بر میشمریم .
در بیان دلایل اهمیت مدیریت دانش به موارد زیر را مورد توجه قرار میدهیم :
1- دانش موتور تولیدکننده درآمد است.
2- دانش یک دارایی مهم و استراتژیک سازمانیست.
3- رشد روزافزون مشاغلی که بر پایه ایجاد و استفاده از دانش قرار دارند.
4- همگرایی فناوریهای اطلاعات و ارتباطات و ظهور ابزارهای نوین در این زمینه.
5- کاهش شکاف علمی - اقتصادی میان کشورهای غنی و فقیر.
6- اشتغالزایی ؛ بگونهاییکه به عنوان نمونه، در سال 2002 هشتاد درصد شاغلان در پستهای مرتبط با دانش ، در کارهای خدماتی سازمانهای پیشرفته ، مشغول به کار بودهاند.
7- ایجاد ارزش افزوده قابل توجه با بکارگیری مدیریت دانش.
و اما نبود مدیریت دانش در سازمان ، مشکلات و زیانهایی نظیر موارد ذیل به همراه خواهد داشت:
1- عدم وجود نشانههای ابداع و ابتکار.
2- عدم اولویتبندی و استفاده از انواع دانش.
3- عدم مشاهده دانش خارجی.
4- عدم جذب دانشگرهای جدید.
5- عدم استفاده از مدیریت سیستمهای اطلاعاتی.
6- مخفی و سیاسی کردن اطلاعات.
7- ایجاد شکاف در سازمان در نتیجه ایجاد فاصله کارشناسان.
8- احتکار دانش به جای ازدیاد آن.
9- فراموش شدن موارد مهم و اساسی سازمان.
10- استفاده محدود از دانشهای موجود.
11- نبود مستندات در خصوص تجربیات به دست آمده.
12- سیستم انگیزشی نامناسب برای تسهیم دانش و توسعه آن.
و بسیاری موارد اینچنینی دیگر که بر اهمیت بکارگیری مدیریت دانش دلالت نمودهاند.
برچسب:
نویسنده: ماهان رادمنش